پایگاه اطلاع رسانی حج و زیارت

تاریخ: 07 مرداد 1398

با کاروان مردان بی ادعا ،جانبازان دفاع مقدس در غربت مدینه و بغض غریبانه بقیع

من زائر قبور غریب مدینه ام ، آنجا که هوایش چون بغض در گلو مانده است ،آری من زائر سرزمین فریادهای فرومانده در گلو و داغ های جا مانده بر دل ام .گویا رضا (ع) به غریبی شهره است اما نه او در دیار غریبان آشناتر است؛ غربت در این مدینه است آنجا که شهر پیامبر(ع) ،دیار ائمه است اما نشانی از آشنا ندارد و میان آشنایان نا آشنا ، فاطمه (ص) بانوی آب و آیینه ، دردانه رسول (ع) در شهری که نام نبی مکرم (ص) را با خود دارد ، بی مزار و بی نام و نشان است .
آری مدینه دیار غریبی هاست آنجا که این خاک سرد فرزندان رسول الله از امام حسن مجتبی (ع) ، امام سجاد (ع) ،امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) را در آغوش گرفته و یک تکه سنگ، نشان مزارشان است بی هیچ سایبان و چراغ و چلچراغی .
اما این مزارها زیارتگاه میلیون ها دل عاشق و چشم تر است که از دوردست ها هم دل به بقیع و مدینه گره می زنند و زیارتی می کنند بی نظیر .
این خاک توتیای چشمانی است که سالهای سال چشم انتظاری می کشند تا لحظه ای در جوار این خاک دست بر نرده های آهنین ،دل را به ضریح ناپیدای فاطمه (س) و ائمه غریب بقیع گره زده و براین غربت و غریبی ،خاک مزار بی نشان را زلال جاری چشمان خود آبیاری کنند.
اینک این خاک میزبان زائرانی است از دیار مردانگی ها و رشادتها از سرزمین کاوه و آرش ها ، از دیار یلانی چون رستم و سام و نریمان ها ، مردان و زنانی بی ادعا که به نام نامی فاطمه (س) و عشق ائمه (ع) در برابر دشمن اسلام و مسلمین ایستادند و هرآنچه داشتند درطبق اخلاص نهادند.
آنان که در این مسیر در برابر بعث و یک جهان دشمنی ایستادند، جان فدا کرده و رفتند و پرچم عزت اسلام و مسلمین را به آنانی سپردند که با نشان هایی از این نبرد نابرابر ماندند اما سربلند و استوار . اینک این مردان و زنان با جای تیرها و ترکش ،آثار شیمیایی ها و غیره نشان هایی زنده اند از آزادگی و سربلندی ملت ایران که با عشق به اباعبدالله (ع) استوار ماندند و اینک در پابوسی حرم پیامبر (ص) سر از پا نمی شناسند و با دل به مسجد النبی قدم می نهند وروح و جانهاشان دوباره تازگی می گیرد در سبزی بارگاه سرمدی به بانک اذان و چشمهاشان روشنی می گیرد به نور محمدی (ص) .
اما در خاک بقیع زخمهایشان دوباره سرباز می کند و زخم ها از آن می روید زخمهایی که ابتدا و انتها ندارد با درد جانکاه از غم غربت و غریبی این مزارهای بی صحن و سرا ، این مزارهای بی نام و نشان .
اما اینجا بهشت ماست ، بهشتی که دواست بر دردهای دنیایی ما.

روتیتر